سبد خرید
  • 0
  • 0
سبدخرید شما
      جایگاه فرهنگ در معماری و شهرسازی در مناطق بومی ایران - مهندسی شهرسازی

      معماری پدیده‌ایست که به شکلی خاص نمایان‌گر علم و هنر در جامعه  است. ساخت و ساز بنا البته با عنایت به شرایط اقلیمی انجام می‌گیرد. برای مثال در مناطق مختلف ایران چگونگی ساخت‌و‌سازها بر اساس نوع مصالح بومی مناطق مختلف، چگونگی وضعیت بارش در آن مناطق و نوع کاربری ابنیه متفاوت است. فرهنگ نیز یکی از پارامترهایی است که در معماری و ساخت و ساز شهری به خصوص در مناطق بومی ایران نقش ایفا می‌کند. اگرچه در یکصدسال اخیر جایگاه فرهنگ در معماری بومی به شدت تضعیف شده اما هنوز واقعیات بیرونی از جمله آب و هوا پدیده‌های فرهنگی را به زیست بوم‌های متفاوت تحمیل میکند. به عنوان مثال میزان بارش در قسمت‌های شمالی ایران نوع خاصی از سقف‌ها را به معماری این مناطق تحمیل میکند. به این معنا که سقف شیب‌دار با ناودانهایش آب را به پایین هدایت می‌کند و مانع تخریب زودهنگام بنا می‌گردد. فرهنگ پدیده‌ای جدا از ضروریات نیست.

      واقعیات بیرونی در چگونگی تنوع فرهنگی بسیار دخیل است. ضروریات انکارناپذیر در پرسه زمانی نه چندان طولانی فرهنگ‌ساز هستند. به عنوان مثال تا همین دیروز در بسیاری از مناطق بومی ایران خانواده‌ها به صورت گسترده زندگی می‌کردند، خانه‌هایی که سه یا حتی چهار نسل را در خود جای می‌دادند. چنین خانه‌هایی مسلما معماری متناسب با خود را نیز طلب میکند و به تبع آن زندگی در چنین مأوایی نیازمند فرهنگی مدارا جویانه است. سلسله مراتب بزرگ و کوچکی، فرماندهی پدر سالارانه و فرمانبری فرزندان، نوه‌ها و حتی نتیجه‌ها دور از ذهن نیست. بنابراین واقعیت اقتصاد خرد و نقش آن در ساخت و ساز و معماری ساختمان‌ها خود را نمایان می‌سازد. نمونه‌ای از چنین سازه‌ای در مناطق بومی ایران دالانی است که اندرونی و بیرونی را از هم جدا می‌کند. حیاطی که به نسبت وضعیت اقتصادی خانواده با حوض کوچک یا بزرگی در وسط مزین شده است.

      ایوانی طویل و مستطیلی که با پله‌هایی به حیاط راه دارد و اتاق‌های متعدد که هر کدام درشان به ایوان بازمی‌شود. هر کدام از اتاق‌ها البته خانواده کوچکی را در خود جای داده و احتمالا بزرگترین اتاق متعلق به پدر و مادر خانواده است که اغلب نقش حاکمیتی را نیز برای خود قائلند. چنین مکانی برای زندگی البته که ایده‌آل نیست زیرا نقش فردیت در آن نادیده گرفته شده اما از بسیاری جهات به انواع دیگر مسکن برتری دارد. زیرا دست کم در کوتاه‌مدت از بروز بسیاری از ناهنجاریها برای ساکنانش جلوگیری میکند. مهم‌ترین حسن خانه‌های بومی و سنتی در ساخت‌و‌ساز شهری آن است که روابط آدم‌ها در آن خوب یا بد، زشت یا زیبا پابرجاست و ضروریات اقتصادی و اجتماعی موجود در شکل‌گیری چنین سازه‌ای تا حدودی امکان ظهور پیدا کرده است.

      در چنین سیستم ساخت و سازی، فرهنگ مدارا و کمک به یکدیگر، حس هم‌دردی و نوع دوستی دامنه‌ای نسبتا گسترده‌تر می‌یابد. کودکان سلامت روانی و تعادل فکری بهتری را تجربه میکنند. بی جهت نیست که بزرگسالان در هر فرصتی از حوض‌های پر آب و کاشی‌های آبی یاد می‌کنند و با حسرت یادگذشته را زنده می‌کنند. مفهوم این احساسات و بروز آنها بیان نیاز طبیعی مسکن مناسب است. نیازی که برآورده شدنش دست کم آرامش روانی ساکنان را تامین می‌کند. یادآوری این نکته ضروریست که آه و حسرت در وصف معماری بومی صرفا نوستالژی نیست. در حال حاضر معماری شهرهای بزرگ در زمینه‌های ساخت و ساز مناطق مسکونی شامل برج‌های چند ده طبقه و پنت‌هاوس نیز می‌شود. امکانات رفاهی این مکان‌ها در قیاس با سازه‌های دوران گذشته رویایست اما ناهمگون! گویی لباسیست که بر قامت ما راست نمی‌آیند. این مکان‌ها خانه نیستند، خوابگاه‌هایی هستند که در بهترین شرایط هتل‌های چند ستاره را تداعی می‌کنند.

      نیازهای فرهنگی و بومی ایران نه برآورده و نه بارور میشود. شاخصه‌های معماری بومی ایران با نیازهای فرهنگی ما سر سازگاری دارد. سبک معماری سنتی ایران در مرحله‌ای از رشد و بالندگی متوقف شده و با دست‌پاچگی در مقابل گونه متفاوتی از ساخت و ساز عقب نشینی کرده‌است. بنابراین نقاط ضعف و قدرتش نه شناسایی شده و نه در طول زمان ترمیم گردیده است تا متناسب با زندگی در عصر حاضر گردد. به هر حال آنچه که ما در حال حاضر از معماری بومی این سرزمین به یاد داریم علی‌رقم کاستی‌هایش با طبیعت فرهنگ این مردمان نزدیک‌تر است. وجود دستگیره‌هایی برای دق‌الباب که یکی زنانه و دیگری مردانه درواقع ابتدایی ترین وسیله شناسایی در زمان خود شناخته شده‌است. دالان‌هایی که در ورودی را به حیاط می‌رساند زمانی مناسب را در اختیار اهل خانه می‌گذارد تا تازه‌وارد را به حریم خصوصیشان بپذیرند یا خیر. وجود سردابه‌ها نوید سپری کردن تابستانی داغ برای اهل خانه است و سکوها با آن تزئینات آبی رنگشان به هر رهگذر خسته‌ای نفس تازه می‌بخشد. فرهنگ و معماری دو پدیده در هم تنیده‎‌اند. گسست آنها هر دو را از هویت واقعیشان جدا می‌کند.

      منبع: دیتا سازه

      برای اطلاعات جامع تر از مقاله فوق می توانید از وب سایت دیتا سازه درخواست تحقیق داشته باشید


      آیا این مقاله مفید بود ؟

      بله
      خیر

      دیدگاه ها

      • اولین دیدگاه برای این مقاله را بنویسید !

      دیدگاه خود را وارد نمایید