سبد خرید
  • 0
  • 0
سبدخرید شما
      مدل های مدیریت ریسک برای صنعت ساخت - مهندسی مدیریت ساخت

      یکی از راه هاي تعریف ریسک این است که ریسک همان مشکل به وجود آمده است و این یک تعریف بسیار ساده از ریسک است و یا به عبارتی سوالی است که یک مدیر پروژه با آن مواجه است "چه مشکلاتی پیش روي پروژه بوده و چگونه؟" با توجه به ماهیت حساس این سوال، ممکن است فکر کنید مدیریت ریسک در دستور کار همه مدیران قرار می گیرد اما متاسفانه، اغلب مدیریت ریسک در دستور کار قرار نمی گیرد، بلکه اغلب مدیران پروژه به یک نگاه سطحی به این موضوع بسنده کرده و پس از آن یک "حاشیه براي ریسک" اضافه می کنند. نگرش نظام مند به مبحث مدیریت ریسک، باعث مطرح شدن فرآیند مدیریت ریسک در پروژه شده است که علوم مربوط به آن از دهه نود میلادي به تدریج توسعه یافت. نکته آغازین این که فرآیند مدیریت ریسک در بسیاري از مراجع نظیر PMBOK، با عبارت RMP شناخته شده است. تاکنون فرآیندهاي مختلفی براي مدیریت ریسک در حوزه هاي مختلف مطرح گردیده است که کالبد اصلی تمام آن ها مشابه می باشد به طور کلی یک CRMP، شامل پنج فاز؛ برنامه ریزي مدیریت ریسک، شناسایی ریسک، آنالیز یا تجزیه و تحلیل ریسک هاي شناسایی شده، پاسخگویی به ریسک و پایش و کنترل ریسک می باشد همچنین در بسیاري از مراجع، دو فاز شناسایی و آنالیز ریسک، تحت عنوان ارزیابی ریسک، شناخته می شوند.

      عدم پیش بینی زمان پیش رو، ما را ملزم به برنامه ریزي در مقابل عدم قطعیت ها و رخداد هاي احتمالی می کند که از آن در پروژه هاي ساخت به ریسک تعبیر می شود. پروژه نیازمند دانشی است که ریسک ها را شناسایی و نوع و میزان تاثیرات آن ها را ارزیابی و پس از الویت بندي بر اساس احتمال و تاثیر، به آنها پاسخ مناسب بدهد. تمام بخش هاي پروژه تحت تاثیر و نفوذ ریسک هستند بنابراین مدیریت ریسک جایگاه ویژه اي در مدیریت پروژه دارد. به روز بودن دانش مدیریت ریسک واکنشی در مقابل تغییر ماهیت و نوع ریسک ها در گذر زمان به علت سرعت تغییرات در جوامع است. بر این اساس در این مقاله به بررسی مدل هاي مدیریت ریسک پرداخته شده است که پروژه را از تاثیرات سوء تهدیدات، صرف زمان و منابع زیاد در پاسخ به ریسک مصون میدارد و همچنین نقاط قوت سازمان را جهت بهره مندي از فرصت ها تقویت می کند. این مدل ها در پروژه هاي ساخت، مستقل از هدف، نوع و اندازه پروژه، تابع روند ساخت و ساز پروژه بوده و منعطف با ساختار پروژه اقدام می کنند. در نتیجه این مدل ها می توانند مدیران را در جهت مدیریت ریسک با استراتژي شناخت و آنالیز و توسعه به منظور پاسخ گویی بهتر به ریسک هاي پروژه آگاه و متمرکز کنند.

      مدیریت ریسک

      بهطور کلی، مدیریت ریسک فرایند سنجش یا ارزیابی ریسک و سپس طرح استراتژي هایی براي اداره ریسک است. در مجموع، استراتژي هاي به کار رفته شامل: انتقال ریسک به بخش هاي دیگر، اجتناب از ریسک، کاهش اثرات منفی ریسک، و پذیرش قسمتی یا تمامی پیامدهاي یک ریسک خاص هستند. تاکنون تعاریف متعدد و با اهداف متفاوت، از مدیریت ریسک پروژه ارائه شده است. در ذیل به چند نمونه از تعاریف مطرح شده می پردازیم:

      - مدیریت ریسک عبارت است از مجموعه عملیات در تعامل با ریسک

      - یک فرآیند سازماندهی شده براي شناسایی چیزهایی که ممکن است دچار شکست شوند و همچنین براي کمی سازي و ارزیابی ریسک هاي مربوطه، به همراه اجرا و کنترل اقدامات پاسخگویی به هر ریسک شناسایی شده

      - مدیریت ریسک پروژه عبارت است از هنر و علم شناسایی، آنالیز و پاسخگویی به فاکتورهاي ریسک، در طول عمر پروژه و در راستاي رسیدن به بهترین وضعیت هدف پروژه

      - بر طبق نظر موسسه مدیریت پروژه، مدیریت ریسک یک فرآیند سیستماتیک برنامه ریزي براي شناسایی، آنالیز، پاسخگویی و پایش و کنترل ریسک پروژه است.

      در مدیریت ریسک مطلوب، یک فرایند اولویت بندي منظور گردیده که بدان طریق ریسک هایی با بیشترین زیاندهی و بالاترین احتمال وقوع در ابتدا و ریسک هایی با احتمال وقوع کمتر و زیاندهی پایین تر در ادامه مورد رسیدگی قرار میگیرند. در عمل، این فرایند ممکن است خیلی مشکل باشد و همچنین در اغلب اوقات ایجاد توازن میان ریسک هایی که احتمال وقوع شان بالا و زیاندهی شان پایین و ریسک هایی که احتمال وقوع شان پایین و زیاندهی شان بالاست، ممکن است به طور مناسبی مورد رسیدگی قرار نگیرند. لذا می توان ریسک هاي موجود در سازمان را از این دو بعد نیز طبقه بندي کرد. در نتیجه می توان مدیریت ریسک را یک وظیفه اي شامل فرایندها، روش ها، و ابزاري براي اداره ریسک در فعالیت هاي سازمانی است. که یک محیط منضبط براي تصمیم گیری هاي پیشتازانه و غیر منفعل در موارد زیر فراهم می آورد:

      - ارزیابی پیوسته در مورد آنچه که ایجاد اشکال می کند (ریسک)

      - شناسایی ریسک هاي مهم در راستاي برخورد با آنها

      - اجراي استراتژي هاي مناسب به منظور اداره نمودن آن ریسک ها

      حتما بخوانید:جایگاه مدیریت ریسک در پروژه‌های عمرانی

      مدل ها و فرایندهاي مدیریت ریسک

      مدل هاي مدیریت ریسک چهارچوب هایی توسعه داده شده، براي مستند سازي فرآیند شناسایی و مدیریت ریسک پروژه هستند. این مدل ها از نقطه نظر تعداد فازها، گستردگی و دامنه هر فاز، توانایی آن در شناسایی ریسک ها و ابعاد، با یکدیگر متفاوتند. این فاکتورها منجر به پدید آمدن مدل هایی شده است که داراي بهره وري متفاوت نسبت به یکدیگرند. مشخص کردن چنین فاکتورهایی از یک طرف می تواند به مدیران پروژه در انتخاب مدل سازگار با پروژه خود کمک کند و از سوي دیگر موجبات توسعه مدل هاي جدید را فراهم نماید. برخی از این مدل ها به تفصیل به ریسک هاي پروژه می پردازند و با فازهاي خود ریزترین مسائل را مورد توجه قرار می دهند، در حالی که برخی از این مدل ها نگاهی کلی بر فرآیند دارند و با تعداد فازهاي کمتري فرآیند را مدیریت می کنند.

      1. مدل SCERT

      اولین RMP در سال 1979 توسط Chapman با عنوان متدلوژی SCERT ارائه شده است. این متدلوژي روشی سیستماتیک براي برنامه ریزي و ارزیابی مالی پروژه هاي مهندسی بزرگ است که شامل ریسک هاي مهم هستند. این RPM شامل چهار فاز اصلی با نام هاي هدف، ساختار، پارامتر و دستکاري و تعبیر است و تمرکز زیادي بر فعالیت هاي شناسایی دارد. فاز هدف، شامل شناسایی ریسک و پاسخ هاي اولیه و ریسک و پاسخ هاي ثانویه می باشد. فاز ساختار شامل شناسایی ریسک هاي خرد و کلان، پاسخ هاي عام و خاص، قواعد تصمیم گیري ساده و پیچیده است. در فاز پارامتر، شناسایی پارامترها و سناریوهاي ریسک و تخمین احتمال آنها است و در آخر نیز فعالیت هایی چون محاسبات ریسک و ارزیابی قواعد تصمیم گیري را در بر دارد.

      2. مدل FAIRLY

      FAIRLY در اوایل دهه 90 میلادي فرآیند مدیریت ریسک خود را که شامل هفت فاز می شد ارائه داد. فازهاي RMP مذکور عبارتند از شناسایی فاکتورهاي ریسک، ارزیابی احتمال و اثر ریسک، توسعه استراتژي هاي محدود سازي ریسک هاي شناسایی شده، پایش فاکتورهاي ریسک، درخواست برنامه اضطراري مقابله با ریسک ها، مدیریت بحران و جبران شرایط بحران می باشد. نکته اینکه این فرآیند تهدید مدار بوده و بیشتر بر پاسخگویی پس از وقوع ریسک ها، توجه دارد که این را می توان از ضعف هاي مهم آن دانست.

      3. مدل RISKMAN

      این مدل به شروع، فرآیند و خاتمه فعالیت توجه دارد بنابراین داراي بیشترین دقت است، همچنین این متدلوژي با عنوان روش مدیریت ریسک اروپایی، توسط Carter در سال 1994 مطرح گشت. یکی از مزایاي این متدلوژي، انعطاف پذیري آن می باشد بدین مفهوم که مرحله آنالیز ریسک در متدلوژي RISKMAN به منظور سه سطح طراحی شده است که عبارت است از "سطح پایه، سطح میانی و سطح فراگیر" هر چقدر سطح آنالیز بالاتر رود، صحت نتایج بهبود یافته لیکن هزینه و منابع مصرفی افزایش می یابد. بنابراین تحلیل گر ریسک، بسته به شرایط پروژه، باید سطح مناسبی را براي آنالیز ریسک برگزیند.

      4. مدل OSPMI

      مدل مدیریت ریسک این موسسه که در سال 2008 مطرح شده، دقیقا منطبق بر RMP موسسه مدیریت پروژه آمریکا می باشد. تفاوت اصلی مدل ارائه شده در این Handbook با مدل PMBOK در ارائه الگوهاي عملی پیاده سازي فرآیندهاي مدیریت ریسک می باشد.

      5. مدل مقایسه ای

      این مدل براي انتخاب و اولویت یندي ریسک ها استفاده می شود. در این مدل ریسک ها مشخص بوده و تعداد و طبیعت آن ها ثابت در نظر گرفته می شود. مدل مقایسه اي صرفا به مقایسه ریسک ها می پردازد. از جمله مدل هاي دیگري که توسط محققین در زمینه مدیریت ریسک توسعه داده شده اند عبارتند از کارهاي Keizer،Del Cano ،Wright  و غیره، همچنین RMP هایی هایی توسط موسساتی همچون وزارت دفاع انگلستان به نام MoD، کمیسیون فنی الکترونیک بین الملل، دپارتمان خدمات اجرایی استرالیا، انجمن استاندارد کانادا، انستیتوي عمران صنعت عمران، انستیتوي حسابداري انگلستان و ولز، سازمان تجارت جهانی در حوزه مدیریت ریسک ایمنی، موسسه استاندارد انگستان، دپارتمان حمل و نقل آمریکا و ... تهیه شده است.

      نتیجه گیری

      سازمان ها ریسک را همانگونه که به تهدیدي براي موفقیت پروژه یا فرصتی براي تقویت شانس موفقیت پروژه مرتبط می شوند، می نگرند، نگرش هایی در خصوص ریسک دارند که هم دقت درك و هم روش واکنش آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد. طرز نگرش ها در مورد ریسک، باید در هر جا که ممکن است صریح و آشکار باشد. یک خط مشی ثابت نسبت به ریسک که نیازمندي هاي سازمان را برآورده می سازد باید براي هر پروژه ایجاد شده و ارتباطات پیرامون ریسک و نحوه مدیریت آن باید آشکار و شفاف باشد. واکنش هاي ریسک، توازن قابل قبول سازمان، میان اعمال ریسک و اجتناب از ریسک را منعکس می کند. براي دستیابی به موفقیت سازمان باید متعهد شود که پیشاپیش و به طور پیوسته مدیریت ریسک را در طول پروژه مورد توجه قرار دهد. براي انجام این کار سازمان ها نیازمند استفاده از مدل هاي مدیریت ریسک می باشند. با مطالعه این مدل ها می توان دریافت که مدل هاي ریسک در طول زمان به یکدیگر نزدیک شده و محققین به دیدگاه مشترکی دست یافته اند. تفاوت هاي میان مدل هاي مختلف را می توان در مشخصه هایی دانست که مهمترین آن ها عبارتند از: تعداد فازها، توالی فازها، سطح جزئیات مطرح شده در فرآیند، درجه تمرکز بر تجربیات افراد خبره و تفاوت از حیث کاربرد می باشد.

      در ادامه بخوانید:عوامل موثر در اجرای بهینه پروژهای عمرانی

      منبع: دیتا سازه

      برای اطلاعات جامع تر از مقاله فوق می توانید از وب سایت دیتا سازه درخواست تحقیق داشته باشید


      آیا این مقاله مفید بود ؟

      بله
      خیر

      دیدگاه ها

      • اولین دیدگاه برای این مقاله را بنویسید !

      دیدگاه خود را وارد نمایید